محمد بن عبد الله بن عمر
6
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
والياس سه پسر داشت : * مدركه ، طابخه ، وقمعه . ومادرشان از يمن بود . واز قمعه ، عمرو بن لحىّ ظاهر شد . وأول كسى كه در عرب بتپرستى كردى وى بود . وگويند كه قبيلهء خزاعة از فرزندان وى بود . وسيد ، عليه السلام ، از حال وى خبر داد وفرمود : رأيت عمرو بن لحىّ يجرّ قصبه في النّار . وديگر فرمود : إنّه كان أوّل من غيّر دين إسماعيل ، فنصب الأوثان ، وبحر البحيرة ، وسيّب السّائبة ، ووصل الوصيلة ، وحمى الحامي « 1 » . وقال تعالى : ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَلا سائِبَةٍ وَلا وَصِيلَةٍ وَلا حامٍ « 2 » . بحيره آن بود كه عرب ، چون اشترى مادة پنج فرزند بياوردى ، بر خود حرام كردندى وخليع العذار بگذاشتندى . وسائبه آن بود كه عرب نذر كردى كه اگر فلان كار برآيد ، فلان اشتر مسيّب باشد ، همچون بحيره . وگفتهاند : اشتر بود كه بتان را پذيرفتندى وكار نفرمودندى . « 3 » ووصيله آن بود كه اگر گوسفند بچهء مادة آوردى . گفتندى : از آن ما است ، واگر بچهء نر آوردى ، گفتندى : از آن بت است . وحامى آن بود كه چون از اشترى فحل ده بچه گرفتندى ، گفتندى : حقّ بت است وكار نكند . وسبب پرستيدن عمرو بن لحىّ بت را ، آن بود كه چون به تجارت رفت به شام ، در زمين بلقا ، عمالقه را ديد كه بت مىپرستيدند ومىگفتند : حاجتهاى ما برمىآورد . وبتي بستد هبل نام ، ودر خانهء كعبه نهاد وعرب را بدان دعوت كرد . وگفتهاند : سبب بت پرستيدن در عرب آن بود كه از فرزندان إسماعيل در مكة جاى نداشتند از كثرت ومتفرّق مىشدند . وهر قومي ، سنگى از حرم برمىگرفتند وبه جاى [ خانهء كعبه ] « 4 » طواف مىكردند . بعد از مدتي ، بدعتهاى ديگر بدان سنگها آوردند ، وهر كسى بتخانه جز آن ساختندى وهمچون كعبهاى معظم كردندى « 5 » . تا به درجهاى رسيد كه دين إسماعيل منسوخ گشت « 6 » . * وچون اسلام ظاهر شد ، سيد ، عليه السلام ، بفرمود : تا خراب همىكردند . و
--> ( 1 ) . عبارات عربى در اينجا وساير جاها بر طبق متن سيره ، اصلاح واعراب شد . ( 2 ) . مائده 5 : 103 . ( 3 ) . مقصود آن است كه اين اشتران اختصاص به حمل بتان داشتهاند . ( 4 ) . از سيره ، ص 103 ، نقل شد . ( 5 ) . كذا ( 6 ) . حكايت عمرو بن لحى وموضوع بحيره و . . . وبتهاى عرب در ص 100 - 108 سيره ، آمده است .